پارت سی و دوم
سلام
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا میرفتیم
حالا یک بار از شهر میرویم
یک بار از یاد
یک بار از دل
و یک بار از دست

سلام
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا میرفتیم
حالا یک بار از شهر میرویم
یک بار از یاد
یک بار از دل
و یک بار از دست

سلام
باید از بهترین دوست ترسید
جز او
هیچ کس روح تو را آنقدر عریان ندیده است
که جای دقیق زخم هایت را بداند

به من عشق تعارف نکنید
قبلا صرف شده است
به دستانم فندکی٬کبریتی٬سنگ آتش زنه ای برسانید
تا برای هضم عشقم
سیگاری٬دلی٬جانی٬خاطره ای را آتش بزنم....

سلام
مردان سرزمین من
تا پیش از اولین بوسه
تا قبل از آغوش نخستین
تا شروع تپش های بی امان دلتنگی
تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه میکنند
عاشقند...
اما...

سلام
"دل"، اتفاقی ترین اشتباه دنیاست
بسته میشود آنجا که نباید
کنده میشود از جائی که نباید

سلام
وقتی گیج میشدم به کلمات پناه میبردم اما امان از امروز که خود کلمات هم گیج شده اند!!!

خوش به حـــال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه میباره و میباره …
به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه … اینقدر میباره تا آبی بشه و از اون رنگ لعنتی خاکستری اثری نمونه٬ آفتابی بشه و زرد..!!!
کاش٬کاش٬ کاش٬کاش می شد مثل آسمون بود …
وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی … بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده … انگار نه انگار که غمی بوده … همه چیز فراموشت بشه …!!! کاش می شد ...


دوستای خوبم
شاید یه مدت نیام..شبیه یه کلاف سردگمم که سر و ته اش رو گم کرده..
برام دعا کنید..
امشب من و تو گناه را به تصویر میکشیم..
ببین!
خدا هم اینجاست...
با لبخند و سیگار برگش...
اتفاقی در پیش است..
گـــــــــــــــــــــنـــــــاه!!
زیباترین نعمت خداوند است!

پست قبلی رو ندیده بگیرید!
با تذکر عاقلانه یکی از دوستان منصرف شدم!!! ![]()
"منظورم گذاشتن عکس بود!"
لذت چیز احمقانه ای است...
دنیای من هم احمقانه تر ...
چون لذت دنیای من
"تو" بودی
لـــــــــــــــــــــــــــــعنتـــــــــــــــــــی!
