...
خوش به حـــال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه میباره و میباره …
به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه … اینقدر میباره تا آبی بشه و از اون رنگ لعنتی خاکستری اثری نمونه٬ آفتابی بشه و زرد..!!!
کاش٬کاش٬ کاش٬کاش می شد مثل آسمون بود …
وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی … بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده … انگار نه انگار که غمی بوده … همه چیز فراموشت بشه …!!! کاش می شد ...

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۹ ق.ظ توسط یلدا
|
اسمم یلداست,جزو اون دسته از آدمهایی هستم که هرکس میبینتم شاید احساس حسادت بکنه!از نظر دیگران من خیلی چیزها دارم که بقیه حسرتش رو میخورند,چهره زیبا,تحصیلات خوب,کار و درآمد مناسب و مهم تر از همه همسری که توی فامیل و دوستان مثال زدنیه و همه از اون به عنوان یک پسر و یک همسر ایده آل نام میبرند!اما خودم بهتر از هرکسی میدونم که کفشم کجای پام رو میزنه!!