اندر احوالات این روزهای ما..
دوست جونای گلم سلام
حالتون چطوره؟با بی معرفتی های من چطورید؟؟!![]()
۱۵ دقیقه بیشتر وقت ندارم که بگم دقیقا از عید تا الان کجا گم و گور شده بودم!
تعطیلات عید کلا برای من ۳ روزبیشتر نبود که همش توی دید و بازدید گذشت و از روز جمعه در حالیکه همه شرکت های هلدینگ تعطیل بودن یلدا خانوم مثل یه شیر زن رفت سر کار تا ۵ اردیبهشت که دوست جوناش از یزد و شمال اومدن تهران و به یاد دوران خوش دانشجویی تا ۷ اردیبهشت خونه رو زنونه کردیم و ترکوندیم.. البته یه ناراحتی هم برای سانی پیش اومده که حلش کردیم..
از ۸ اردیبهشت دوباره یه کله و به طور تمام وقت سرکار بودم.با یه دست صورت مالی تهیه میکردم و با یه دست دیگه با حسابرس گلاویز میشدم (اینکه میگم تمام وقت مشمول روزهای تعطیل هم میشد)
۵ خرداد صورت مالی رو تحویل حسابرس عزیز دادم و بدرقه اش کردم و رفتم سراغ شرکت مادر برای تهیه صورت های مالی تلفیقی! البته الان میتونید حاصل دسترنجمان را در سایت بورس اوراق بهادار مشاهده نمائید!![]()
۲۵ خرداد رفتم کیش برای سر و کله زدن با ممیز عزیز دارایی و شمع های تولدم و سالگرد ازدواجم رو باهاش فوت کردم و یه معافیت مالیاتی زیبا ازش کادو گرفتم و برگشتم.
البته جای همگی خالی خیلی خوش گذشت و با روحیه عالی و پوست شکلاتی برگشتم
به هرحال الان اینجا هستم و یه مقدار از افتضاح داغون ترم.. یه عالمه اتفاق دیگه هم افتاده که مهم ترینش دیدار من و اون بود که احساس میکنم رسما برام خاک شد و پر از حس خوش آیند رهایی شدم..
همه رو براتون میگم...
راستی اونایی که کامنتشون تائید نشده شرمنده.اگه تائید کنم یادم میره رمز بدم.بهم یه کوچوو وقت بدید تا رمز جدید رو بفرستم..اگه برای بعضیها دوباره و سه باره میفرستم هم شرمنده..
دوستون دارم و امشب برای تک تک تون دعا میکنم..
اسمم یلداست,جزو اون دسته از آدمهایی هستم که هرکس میبینتم شاید احساس حسادت بکنه!از نظر دیگران من خیلی چیزها دارم که بقیه حسرتش رو میخورند,چهره زیبا,تحصیلات خوب,کار و درآمد مناسب و مهم تر از همه همسری که توی فامیل و دوستان مثال زدنیه و همه از اون به عنوان یک پسر و یک همسر ایده آل نام میبرند!اما خودم بهتر از هرکسی میدونم که کفشم کجای پام رو میزنه!!